هنر در رشتههاي مختلفي ظهور و تجلي مييابد. معماري، نقاشي، سينما و... همگي نوعي هنر به شمار ميروند. در همين حال هر يك از اين رشتهها در عصر و دوره خاصي، شكل و ماهيت ويژه دارند. شكل و ماهيتي كه رشتههاي گوناگون هنري دارند با هويت جامعه و دوراني كه در آن پرورش يافتهاند ارتباطي نزديك دارد. آنچه درحالحاضر اهميت دارد تطوري است كه هنر در طول قرنها به خود گرفته و به اينجا رسيده است. اين تحولات را در هنر نيز متجلي ميسازد.به اين ترتيب با دقت در رشتههاي مختلف هنري و تحولاتي كه ديدهاند ميتوان به شناخت دقيقتري از ويژگيهاي هويت يك جامعه دست يافت. شناخت هويت از طريق هنر خود نيز نيازمند ضرورياتي است كه بيتوجه به آنها نميتوان به يافتهها مطمئن بود. اين ضروريات چيست؟ پاسخ به اين پرسش يكي از محورهاي گفتوگو با دكتر حسن بلخاري، پژوهشگر در حوزههاي گوناگون هنري است. علاوه بر اين بررسي چگونگي پژوهشهايي كه در عرصه هويت و هنر در جامعه ما انجام ميگيرد و نيز كمبودهايي كه وجود دارد، از ديگر موضوعات مطرح در اين گفتوگوست. بحث مربوط به ارتباط هويت يك ملت با هنر آن ملت است. چه مؤلفههايي هويت و هنر را به هم پيوند ميدهند؟ من در ابتدا اين نكته را عرض كنم كه هويت در جهان مدرن براساس نظر برخي جامعهشناسان يك تعريف نوين پيدا كرده است. مثلاً اگر در جهان سنت، هويت، معنادار بودن زندگي و جهت زندگي بود، امروزه از سوي افرادي مثل آنتوني گيدنز جامعهشناس سياسي انگليسي بيان ميشود كه هويت يك امر بازتابي است كه رسانهها در آن نقش دارند. يعني روند معنازايي زندگي به تابعي از سياستهاي رسانهها و صاحبان رسانهها تبديل شده است. اين خود بحث مفصلي را ميطلبد. مسأله هويت و اين كه كدام يك از مفاهيم هويت با هنر ارتباط دارند خود نياز به بحث جدايي دارد. اما ما و شما فرض را بر اين ميگذاريم كه هويت يك ملت در جهان شرق همان هويتي است كه سنتها آن را شكل داده است. يعني نوع نگاه به جامعه و زندگي و ابعاد مختلف آن و به طور كلي هويت در همان معنايي كه درگذشته شكل گرفته است و ما امروزه ميخواهيم پاسدار و پاسبان آن باشيم. پس من وارد فاز جديد مفهوم هويت در جامعهشناسي سياسي نميشوم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:25  توسط حمید رابعی
|
در حال حاضر صهيونيست ها شركت هاي عمدة توليد فيلم و اغلب ستارگان سينما و دستگاههاي تبليغاتي را در اختيار داشته و هنرمندان را در جهت تبليغ صهيونيسم به خدمت گرفته اند.اين امر به جشنواره هاي جهاني فيلم از جمله «جشنواره كن» در فرانسه و «برلين» در آلمان سرايت كرده و فيلم هاي زيادي دربارة مظلوميت يهوديان در اين دو جشنواره به نمايش درمي آيد.سينماي صهيونيستي يهوديان فلسطين را چونان ملتي غيور در برابر تجاوزات و جنايات اعراب و فلسطينيان!! به تصوير مي كشد و به اين نكته اشاره دارد كه صهيونيسم يك جنبش تروريستي نيست بلكه جنبشي است كه تنها قصد پس گرفتن حق خيالي خود يعني سرزمين موعود را دارد و مي خواهد از آينده و موجوديت اسرائيل (البته رژيم اشغالگر قدس) دفاع كند! برجسته ساختن فيلمهايي كه به مسايل و مصائب يهوديت د رتاريخ مي پردازد، از جمله ديگر وظايف اين جشنواره هاست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:23  توسط حمید رابعی
|
در آخرين انتخابات رياست جمهورى آمريكا، لابى صهيونيسم بين الملل جورج دبليو بوش كانديداى حزب جمهوريخواه را كه يك ايوانجليست جنگجو و طرفدار متعصب صهيونيسم مى باشد با رأى ديوان عالى آمريكا به قدرت رساندند. اصول سياست خارجى آمريكا اكنون بر «حمله پيشگيرانه»عليه كشورهايى كه مخالف سياستهاى آمريكا مى باشند استوار است. بعد از به وجود آوردن حادثه 20 شهريور 1380ش / 11 سپتامبر 2001م، دولت آمريكا جنگ عليه اسلام و مسلمانان جهان را به بهانه جنگ عليه تروريسم آغاز كرده است. اكثر دولتمردان آمريكا كه از ايوانجليست هاى جنگجو مى باشند با هدف عملى نمودن خواسته هاى مسيح و پيشگوييهاى انجيل در آغاز هزاره سوم ميلادى و به بهانه جنگ عليه تروريسم، جنگ صليبى را عليه اسلام آغاز كرده و اعلام نموده اند كه اين جنگ تا سلطه مطلق بر جهان اسلام ادامه خواهد يافت.
دولتمردان آمريكايى قرن بيست و يكم را «قرن آمريكا» قلمداد مى كنند. در اين رابطه «مركز هسته مشاوران»در آمريكا مطالعات و پژوهشهاى هماهنگى در باره سلطه كامل بر جهان اسلام انجام مى دهند و شعار آنها «از جمهورى تا امپراتورى» مى باشد
هدف اصلى دولت آمريكا و صهيونيسم بين المللى نابودى كامل اسلام و مسلمانان مى باشد و آنها با تسلط كامل بر جهان اسلام مى خواهند ارزشهاى ضد اسلامى خود را بر مسلمانان جهان تحميل نمايند. براى مقابله با تهديدهاى فزاينده نظامى آمريكا در خاورميانه و جهان اسلام، دانشمندان مسلمان به جاى خودباختگى در مقابل آمريكا مى بايد با صراحت و شجاعت از اصول، مبانى و ارزشهاى اسلامى دفاع نمايند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:21  توسط حمید رابعی
|
به مبلّغان انجيل ايوانجليست (Evangelist) مى گويند. قبل از جنگ جهانى دوم ايوانجليست ها به عنوان بنيادگرا (Fundamentalist) معروف بودند، ليكن بعد از جنگ جهانى دوم آنها خود را به عنوان «ايوانجليست» معرفى كردند. شعار آنها بازگشت به انجيل و تغيير جامعه با تحول فرهنگى است، تا از اين راه در آمريكا حكومتى بر مبناى بنيادهاى انجيل به وجود آورند. آن دست از ايوانجليست ها را كه از راه تلويزيون برنامه هاى تبليغى پخش مى كنند «تلى وانجليست» (Televangelist) مى نامند.
آنها در اوائل قرن بيستم اصول مسيحيت را با عنوان «بنيادها» (The Fundamentals) تبيين نمودند كه تا سال 1915م دوره دوازده جلدى را در آمريكا منتشر كردند و به سبب همين مواضع براى اولين بار اصطلاح «بنيادگرا» بر آنها اطلاق گرديد.
از جانب بنيادگرايان مسيحى در آمريكا در سال 1919م مؤسسه اى با عنوان «انجمن جهانى بنيادهاى مسيحى»(4) تأسيس گرديد و ويليام بل ريلى (William Bell Railey) بنيانگذار آن بود(5). بعد از جنگ جهانى دوم آنها خود را به عنوان مبلّغان انجيل (ايوانجليست) معرفى كردند و موسسه اى به نام «اعضاى جهانى ايوانجيلى»(6) را در سال 1951م به وجود آوردند و خود را به جاى بنيادگرايان به عنوان محافظه كاران مسيحى معرفى كردند.
آنها با جديت درباره عملى نمودن خواسته هاى مسيح(7) و تحقق پيشگوييهاى انجيل(8) تبليغ مى كنند و اعلام مى دارند «ظهور دوباره مسيح»(9) بسيار نزديك است و مسيحيان براى ظهور دوباره مسيح وظيفه دارند انجيل را در سراسر جهان تبليغ نمايند. از اين رو، ايوانجليست ها علاوه بر راه اندازى تعدادى ايستگاه راديويى براى تبليغات دينى در آمريكا، اولين ايستگاه راديويى براى پخش برنامه هاى دينى در سطح جهان را در شهر كيوتو، اكوادور در روز 25 دسامبر 1931م با عنوان «منادى دعاى خير عيسى مسيح»(10) افتتاح نمودند و اين ايستگاه راديويى تا سال 1985م برنامه هاى خود را براى 22 كشور آمريكايى لاتين و كارئيب پخش مى كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:17  توسط حمید رابعی
|
- شبكه تبليغات دينى ايوانجليست ها
دهه 1960 م كه در آمريكا و جهان غرب به عنوان دهه ضد ارزشهاى دينى معرفى مى شود، باعث افزايش سريع فرهنگ اعتياد به مواد مخدر و جنايت و ابتذال فرهنگى در جامعه آمريكا شد. از اين دهه به بعد همه ساله شمار جوانان معتاد افزايش مى يابد و فقط در سال 2002م در آمريكا 25 ميليارد دلار براى مصرف مواد مخدر هزينه شده است. ترويج فرهنگ خشونت و ابتذال در فيلمهاى آمريكايى باعث افزايش جنايت در اين كشور گرديده است كه اين مسئله به افزايش تعداد باردارى در ميان دختران كمتر از 19 سال، افزايش بيماريهاى مقاربتى و ايدز، خشونت عليه كودكان و زنان، رشد آمار طلاق و سرپرستى خانواده توسط زنان، افزايش هم جنس بازان و بيش از حد شدن جمعيت زندانيان انجاميده است. در آمريكا از هر دو ازدواج يكى از آنها در كمتر از يك سال منجر به طلاق مى شود و 45 درصد كودكان توسط پدر يا مادر تحت كفالت مى باشند.
ايوانجليست ها با انتقاد شديد به مظاهر فساد فرهنگ سكولار در جامعه آمريكا نفوذى فوق العاده پيدا كرده اند(16). آنها در برنامه هاى تلويزيونى در آمريكا فساد اخلاقى در جامعه را معلول دورى از تعليمات دينى مى دانند و به شدت با ابتذال در رسانه هاى عمومى مانند راديو، تلويزيون، اينترنت، مجلات وروزنامه ها مخالف اند. مبلّغان انجيل از پيوندهاى محكم خانوادگى طرفدارى مى كنند و روابط غير مشروع قبل از ازدواج را باعث افزايش سقط جنين در كشور و سست شدن روابط خانوادگى مى دانند(17). آنها در تبليغات دينى در تلويزيون كوشش مى كنند مراسم عبادى مسيحى در مدارس دولتى و خصوصى الزامى گردد و آموزش مسائل جنسى در مدارس را ابتذال شمرده، با آن به شدت مخالفت مى كنند و مدارس دولتى را مراكز ترويج ارزشهاى ضد دينى در آمريكا مى دانند(18).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:13  توسط حمید رابعی
|
ايوانجليست ها براى پيشبرد اهداف سياسى و اجتماعى خود تعدادى مؤسسه را در آمريكا تأسيس كرده اند كه در سطح كشور فعاليت مى كنند:
1) ائتلاف مسيحيان براى آمريكا(45): اين مؤسسه كه در سال 1989م تأسيس گرديد يكى از سازمانهاى فعال سياسى ايوانجليست ها مى باشد كه در همه ايالات پنجاه گانه آمريكا بيش از 1700 دفتر دارد و دو ميليون نفر عضو فعال اين سازمان مى باشند. در اين سازمان بيش از 50000 فعال سياسى و 25000 كشيش عضويت دارند. بودجه ساليانه آن بيش از 25 ميليون دلار مى باشد و از سال 1991م همه ساله اجتماع ساليانه سراسرى را با عنوان «جاده اى به سوى پيروزى»(46) برگزار مى كنند كه در آن به اعضاى فعال آن براى كانديد شدن در انتخابات، تبليغات انتخاباتى و اداره رسانه هاى عمومى آموزش ويژه داده مى شود. اين مؤسسه از مسيحيان متعصّب مى خواهد كه در تمامى انتخابات از شوراى محلى گرفته تا رياست جمهورى شركت فعال داشته باشند و به كانديداى مورد تأييد مؤسسه رأى دهند(47).
2) ميز گرد دينى(48): اين مؤسسه در سال 1979م تأسيس گرديد كه در آن فرماندهان ارشد ارتش، سياستمداران و رهبران برجسته ايوانجليست عضويت دارند و مسئوليت آنها تأييد سياستمدارانى است كه از ارزشهاى دينى و سنتى مسيحى پيروى مى كنند، تا در انتخابات مختلف به پيروزى برسند.
3) ائتلاف آمريكايى براى ارزشهاى سنتى(49): اين مؤسسه در سال 1983م تأسيس گرديد و 43000 كليسا عضو اين مؤسسه مى باشند. اعضاى آن براى حفظ ارزشهاى سنتى و دينى مسيحى كوشش مى كنند كنگره آمريكا قوانين مورد نياز را به تصويب برساند و در انتخابات، كانديدايى را كه طرفدار ارزشهاى سنتى و دينى باشد معرفى و تأييد مى كنند. ايوانجليست هاى معروف عضو اين ائتلاف مى باشند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:7  توسط حمید رابعی
|
امروزه، با رواج شبكه جهانى اينترنت دسترسى سريع به موضوعات مختلف علمى، فرهنگى، خبرى و.... ممكن شده است، امّا شايد برخى از افراد در مورد اينكه آيا مسائل دينى، اعتقادى و معنوى نيز در اينترنت و در بين سياست هاى مختلف آن جايگاهى دارند يا نه در شك و ترديد باشند؛ با جست وجويى سريع در اينترنت مى توان ترديد و شك در اين مسأله را از خود دور ساخت و به آمارى شگفت انگيز دست يافت و آن اينكه اگر شما با موضوعاتى نظير »پايان جهان« يا »آخرالزمان« و يا »بازگشت عيسى مسيح« و »منجى گرايى« در هر يك از موتورهاى جستجو و يا دايركتورى هاى اينترنت به جست وجو بپردازيد حتى فرصت ورق زدن صفحات موجود كه هر يك داراى ده ها مدخل (Entery) هستند نيز، نخواهيد داشت چه برسد به ورود به هر مدخل و خواندن و مطالعه جزييات آن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:1  توسط حمید رابعی
|
میتوان گفت که از میان هنرها سینما در مخاطب شناسی خود موفقترین بوده است.
دقیقاً و به همین خاطر موفق ترین بوده است که سینما منطبق با سیستم ادراکی انسان عمل می کند ؛ یعنی نوعی همخوانی با سیستمی که انسان براساس آن در خلقت تعریف شده، دارد . به همین علت است که گرایش و تأثیرپذیری بالایی را نسبت به فیلم های سینمایی در سراسر جهان شاهدیم. سینما فصل مشترک انسان ها را د ر نظر می گیرد . فصل مشترکی که در دریافت ادراکی آنها یک سیستم واحد دارد و براساس آن سیستم واحد عمل می کنند و همه اینها نشان دهنده قدرت تصویر است. برای ارائه قدرت تصویر، مثالی عرض می کنم. من همچنان معتقدم که فاصله بین اصابت اول و دوم به برج تجارت جهانی در آمریکا صددرصد برنامه ریزی شده بود و نمی توانست اتفاقی باشد چرا که در یک شهر بین المللی مانند نیویورک وقتی حادثه ای در این حد رخ می دهد بلافاصله دوربین ها در حدود 5 الی 8 د قیقه بعد در محل حادثه حاضر می شوند . تصور می کنم که انفجار اول بهانه ای بود تا تمام خبرگزاری ها جمع بشوند و بتوانند دقیقاً 18 دقیقه بعد انفجار دوم را به صورت زنده و مستقیم از شبکههایشان پخش کنند و جهان را میخکوب کنند . اتفاقاً بعد از این برنامه، برخی از عکاسان خوش ذوق و خبرگزاری های تلویزیونی به دنبال انعکاس نوع رفتار مردمی که این حادثه را تماشا کردند ، رفتند و نشان دادند که دقیقاً بسیاری ازمردم جهان که این صحنه را دیدند ، در سر جای خود میخکوب شدهاند . شما نمیتوانستید این خبر را به جهان مخابره کنید و تأثیر آن را داشته باشید . آنها با نمایش انفجار توانستند یک موج سیاسی جهانی ایجاد کنند و نقشه سیاسی خاورمیانه را عوض کنند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10:57  توسط حمید رابعی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 23:12  توسط حمید رابعی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 23:10  توسط حمید رابعی
|